کاش هنر آتشنشان داشت

خرید بک لینک

سویه امیدبخش حادثه ناگوار پلاسکو، ظهور روح فراموششده انسانیت بود. آتشنشانها با دستان خالی به جنگ آتشفشان رفتند تا به یک کشور شوک دهند: «مردم گرفتار یک لقمه روزی حلال بدانیم لابهلای این هوای آلوده، که بیاخلاقی و بداخلاقی کالای رایج است، هنوز انسانهایی زیست میکنند که برای نجات همنوع خود، جان شیرین را هم دریغ نمیکنند»؛ پیش از پلاسکو، این حرفها شعارهای توخالی مینمود، اما امروز یک ملت، بلکه یک دنیا میدانند اینجا، ایران، تهران، انسانهایی دارد که برای همنوع خود جان میدهند، برای آنها دهقان فداکار، اسطورهای درسی در کتاب سال دوم دبستان نیست، آنها خود آقای فداکارند. یک: آرزوی اینکه هر یک از ما روح فداکاری یک آتشنشان را میراثداری کنیم نباید محال باشد، دوستداشتن دیگری حتی در ترافیک، برای دیگری ایثارکردن، گذشتداشتن و... این روزها از آب و از هوا هم برای جامعه ایرانی لازمتر است و راستش به موازات مردم عادی، برای مسئولان، آنها که پست میگیرند و آنها که همیشه پستی دارند ضروریتر. دو: هنر هم آتشنشان میخواهد؛ کسانی که برای اعتلای هنر خود را فدا کنند، کسانی که بهجای چسبیدن به میز و ماندگارکردن خود، برای آسایش خاطر هنرمند دل به دریا بزنند و از آتش نهراسند؛ آتشنشان هنری، دست به توقیف و ممنوعالتصویرکردن هنر و هنرمند نمیزند تا دو روزی بیشتر بماند، پشت هنرمندان سرزمینش میایستد و شجاعانه حق شهروندیشان را مطالبه میکند، حتی اگر جان شیرینش در آتش دلواپسانه بسوزد. سه: جامعه هنری هم باید آتشنشان باشد، سهم بزرگی از زخمهای هنر بهواسطه آتش کینهها و شعلههای حسادت است که مجال نمیدهد «دو هنرمند در اقلیمی بگنجند!» پس از پلاسکو، حالا که همه به چشم سر دیدند در دل شهر مردمانی هستند که برای مردمانی دیگر جان میدهند، اف بیشتری دارد هنرمندان بهجای اینکه دست هم را بگیرند، پای یکدیگر را بگیرند و همکار خویش را تخریب و تمسخر کنند... آری هنر سالهاست، سالهایسال است به آتشنشانها نیاز مبرم دارد.

روزنامه شرق

ایران آرت

هنرآنلاین

حسین هاشم پور...

ما را در سایت حسین هاشم پور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 20:33

صفحه بندی