بارها در این ستون نوشتم سالیان درازی است جامعه هنری ما از مدیران هنری جلوتر هستند، اما خوب گاهیوقتها مواردی هم پیش آمده که به این نظریه کلی خدشه وارد شده است؛ نمونه اخیرش، واکنش برخی از هنرمندان به خرید تابلو کمالالملک از سوی وزیر فرهنگ از هفتمین حراج تهران که بازتاب وسیعی هم داشت.
هنرمندان منتقد میگویند: وزارت فرهنگی که گفته بود پول خرید موکت و دستگاه تهویه برای موزه ندارد و میخواهد با امانتسپاری گنجینه بودجه لازم برای این کار را فراهم کند، چطور یکمیلیارد و یکصدمیلیون تومان برای تابلو کمالالملک پرداخته است؟
و تابلو کمالالملک کلاسیک چه ربط ماهویای به گنجینه موزه هنرهای معاصر دارد؟
یک: دومینویی از سوءتفاهمها در جامعه تجسمی شکل گرفته که به گمان نویسنده، صددرصد آن ماحصل غفلت مدیران از اطلاعرسانی بههنگام به جامعه هنری است؛ تأخیر در اعلام رسانهای خیانت در امانت جمع دار اموال معاونت هنری، دور نخست این دومینو بود که بهجای مدیران، شبکههای مجازی آن را اعلان عمومی کردند، بعدها نیز موارد مشابه مانند گفتههای چندگانه مدیران مختلف درباره واگذاری موزه به بنیاد رودکی و بعدتر پروژه ارسال گنجینه به اروپا، نوعی بیاعتمادی بر فضای تجسمی سایه انداخت؛ و در کمال حیرت، بیانیههایی از انجمن نقاشان و مصاحبههای گاه تندی از هنرمندان انتشار یافت که در هشت سال خواب موزه هنرهای معاصر تهران در دولت قبل مسبوقبهسابقه نبود... .
در همین رهگذر کار بزرگ ارسال گنجینه به اروپا که میتوانست برگ برنده وزارت فرهنگ در دولت یازدهم قلمداد شود، در استراتژیای اشتباه، به درآمدزایی، خرید موکت و دستگاه تهویه برای موزه تقلیل شأن یافت تا امروز پاشنه آشیل هر حرکت توسعهای شود که وزارت فرهنگ بخواهد برای موزه انجام دهد.
دو: وزیر فرهنگ که در کشاکش ارسال و عدم ارسال گنجینه به اروپا، به دغدغه جمعی از هنرمندان که دلنگران بازگشت گنجینه بودند پاسخ مثبت داد و گفت این سفر لغو است، لابد این روزها هاجوواج مانده که همین دغدغهمندان گنجینه، چرا مخالف غنای بیشتر آن هستند و از خرید اثر ماندگاری از کمالالملک ابراز خرسندی نمیکنند؟! نکته همینجاست که هنرمندان با تشویق این رفتار پیشرو وزارت فرهنگ در قبال گنجینه و شکستهشدن طلسمی چندینساله، اکنون میتوانستند از وزیر بخواهند در ادامه همین روند برای ترمیم ساختمان موزه هم اعتبار اختصاص دهد؛ دستکم اینکه مباحث مربوط به خرید موکت و... در دوره آقای جنتی طرح شده بود و وزیر کنونی دراینباره دل به دل هنرمندان دلنگران داده است.
سه: دومین نقد به اظهارات منتقدان خرید تابلو کمالالملک این است که تنها یک شناخت اولیه از مسائل دولتی کافی است تا بدانند بودجه خرید آثار هنری و بودجه تعمیرات و نگهداری دو ردیف کاملا جدا از هم هستند و نمیتوان هیچیک از این بودجهها را در محل دیگری هزینه کرد.
چهار: احتمالا شما هم با نویسنده همنظرید که تأمین کاستیهای سختافزاری موزه هنرهای معاصر تهران با رایزنی میسر است. گذشته از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسیرهایی پیشروی مرکز هنرهای تجسمی هست که میتوان از شهرداری گرفته تا بخشهای خصوصی چندبرابر بودجه مورد نیاز را تأمین کرد.
پنج: اما اوج آشفتگی اظهارات منتقدین خرید تابلو کمالالملک، عدم تطابق آن با روح گنجینه موزه است که گفته غیرکارشناسانهای است؛ گذشته از موقعیت کمالالملک در موج نوین نقاشی ایران، این تابلو خاص حائز ویژگیهای تاریخ هنری است که دوستان را به مطلب جالب جناب سیدامین بنیجمالی، پژوهشگری که ٢٨ تیرماه با ایسنا گفتوگو کرده، ارجاع میدهم... .
شش: ضرورت شورامحورشدن موزه هنرهای معاصر تهران را بارها در این ستون یادآور شدهام؛ شورای اعزام به بینال ونیز مانند شورایی که هر سال سازمان سینمایی برای تعیین فیلم منتخب به اسکار معرفی میکند، شورای برگزاری نمایشگاههای موزه و ... . شاید اگر این اتفاق هرچهزودتر در موزه هنرهای معاصر تهران رخ دهد، بسیاری از بدگمانیها به پایان برسد؛ به گمانم این فضای غبارآلود شایسته هنرهای تجسمی ایران نیست و باید هرچهزودتر گامهایی برای بازسازی ارتباط در این عرصه برداشت.
ایران آرت
روزنامه شرق
|+| نوشته شده توسط حسین هاشم پور در سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۶ |
حسین هاشم پور...
ما را در سایت حسین هاشم پور دنبال میکنید
برچسب: لطفا,وزیر,فرهنگ,پشیمان,نکنید, نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21